دانلود نمونه سوال

دانلود آهنگ جدید

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
پنج شنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۸

دستور زبان فارسی پایه هفتم

دستور زبان فارسی

دانش آموزان عزیزبرای موفقیت بیشتر در آزمونها  این دروس رابه خوبی مطالعه بفرمایید

جمله

جمله به کلمه یا مجموعه ای از کلمه ها گویند که دارای معنی کامل باشد

گاه یک کلمه به تنهایی یک جمله به حساب می اید

مانند علی به خانه امد و رفت

 متن بالا از دو جمله تشکیل شده است و رفت به تنهایی یک جمله است

در بعضی از جمله ها فعل حذف می شودمانند او را به کجا می بری ؟ به مدرسه اینجا فعل  می برم  حذف شده پس دو جمله است

شبه جمله ها مانند ندا و منادا واصوات مانند به به جیک جیک یک جمله به حساب می اید

تمرین درکلاس

الف)ابیات و عبارات زیر از چند جمله تشکیل شده است

۱)ای نام تو بهترین سر اغاز          بی نام تو نامه کی کنم باز

جواب ۳ جمله است ای منظور ای خدا است مناداکه یک جمله محسوب می شود نام تو بهترین سر اغاز است حذف شده جمله دوم حساب می شود مصرع دوم  نیز یک جمله است   

۲)هم قصه ی نانموده دانی            هم نامه ی نانوشته خوانی

ج)……

برای فرا گرفتن و فهمیدن و به ویژه برای کشف کردن سری به طبیعت روستا زدم .

ج) …..

 

تعدادجمله ازفرمول زیربه دست می اید .
تعداد فعل های ذکر شده + تعداد فعل های حذف شده + شبه جمله
مثال : ای مردم ! بدانیدملتی که تلاش کند وپشتکار داشته باشد هم به برخورداری می رسد وهم به موفقیت .
ای مردم + بدانید+ تلاش کند+ داشته باشد +می رسد +می رسد (که حذف شده )
شبه جمله + فعل + فعل + فعل + فعل +(فعل حذف شده)
گاهی در جمله عبارتی شبیه به فعل می آید که هرگز فعل نیست .مانند مصدر ها ،بنابراین، این گروه هرگز در شمارش، جمله محسوب نمی شوند.
مثال : هنگام رفت وآمد از خیابان احتیاط کن . ( یک جمله )
کار کردن وتلاش کردن رمز موفقیت است . ( یک جمله )
نکته :گاهی فعل ها به صورت مخفف می آیند .درشمارش جمله ها محسوب می شوند .
مثال :من آن نی ام که تورراها نکنم .(من آن کسی نیستم که تورارهانکنم )

انواع جمله

جمله : کلمه یا مجموعه ای از کلمات است که پیامی را از یک شخص به

دیگران می رساند.

جمله از نظر پیام و مفهوم یا شیوه ی بیان : 

۱ ـ خبری : خبری را به ما می رساند. (علامت این نوع جمله ( .) می باشد.)

۲ ـ امری :کاری را درخواست می کند. (علامت این نوع جمله (.) می باشد.)

فعل امر دو ساخت دارد ۱)دوم شخص مفرد بدون شناسه مانند

برو /بخوان /بنشین گاهی نشانه “ب”از اول فعل امر حذف میشود

مانند رو که در خانه ی خود بسته ایم                                         برو فعل امر


دوم شخص جمع مانند:بروید/ بخوانید /بنشینید

۳ ـ پرسشی :سؤالی را مطرح می کند. (علامت این نوع جمله (؟) می

باشد.) جمله پرسشی به دو گونه می اید همراه با نشانه های پرسشی ایا؟

چگونه ؟چرا؟مگر؟کدام؟کدامین؟و هیچ ؟ مانند ایا درس خوانده ای؟

بدون نشانه های پرسشی مانند درس خوانده ای ؟

در این جمله ها از طریق تغییر لحن و اهنگ متوجه می شویم که جمله پرسشی است

۴ ـ عاطفی:یکی از عواطف انسان مانند:تعجّب،تأسف،آرزو،دعا،نفرین و…را بیان 

می کند.(علامت این نوع جمله ( ! ) می باشد.)

* جمله هایی که بوسیله ی آن ها برای کسی دعا می کنیم،« جمله ی دعایی » 

نامیده می شوند.فعل این نوع جملات معمولاً « باد ـ مباد ـ مبادا ـ بادا »می باشد و

 این جملات جزء «جملات عاطفی » محسوب می شوند. 

تمرین در کلاس

نوع جمله های زیر را از لحاظ پیام و محتوا مشخص کنید .

بر ورق سبز برگ/ خط خدا را بخوان

افرین جان افرین پاک را

مردم بالا دست چه صفایی دارند

با بهاری که میرسد از راه          سبزشو تازه شو بهاری شو

با خودش زیر لب چنین می گفت:        ارزوهایتان چه رنگین است

شبروان مست ولای تو علی             جان عالم به فدای تو علی

چه فرهادها مرده در کوه ها            چه حلاج ها رفت بر دارها

 مراعات نظیریا شبکه معنایی

مُراعات النظیر(شبکه ی  معنایی ـ تَناسب ـ  زنجیره معنایی): 

آوردن چند کلمه از یک مجموعه است که با هم تناسب دارند این تناسب می تواند 

از نظر جنس، نوع ، مکان، زمان ـ همراهی و… باشد.

مثال

اَرغَوان جامِ عقیقی به سَمَن خواهد داد/چَشمِ نرگس به شقایق نگران خواهد شد(حافظ)

 در این بیت از حافظ واژه های  اَرغَوان ، عَقیق ، سَمَن ، نرگس ، شقایق همه اسم گُل هستند

ابر وباد ومه و خورشید و فلک در کارند 

ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالی است

حال هجران تو چه دانی که چه مشکل حالی است 

مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو         

یادم از کشته ی خویش آمد هنگام درو

 

تمرین  کار در خانه

با شبکه های معنایی زیریک جمله بسازید

الف ) درخت /شاخه / پرنده

ب)آسمان/ستاره /شب  

جواب ب) آسمان پر ستاره در شب زیباست 

ج)رشد /نوجوانی /نشاط

۲)در بیت ها و نثرها زیر واژه ها ی مراعات نظیر را پیدا کنید 

الف)امروز دشمنان نمی خواهند دانشگاه و درس و مدرسه و معلم باشد

 ب)زنگ تفریح را که زنجره زد باز هم در کلاس غو غا شد 

نهاد

نهد یعنی کننده کار یا پذیرنده ی حالت مانند :

     با دیدن روی گل قناری                                    سر داده ترانه ی بهاری

همان طور که میبینید در شعر نهاد جای مشخصی ندارد  برای به دست آوردن نهاد

کافی است به اول فعل چه چیزی یا چه کسی اضافه کنیم مانند

از لانه پرنده ی خوش آواز    بگشوده دوباره بال پرواز

چه چیزی بگشود ه؟پرنده خوش اواز

  کرد بازرگان تجارت را تمام

چه کسی تمام کرد ؟بازر گان نهاد

زمان فعل ها را هم کار کنید

سجع

الهی دلی ده که در کار تو جان بازیم . جانی ده که کار آن جهان سازیم .
دانایی ده که از راه نیفتیم .بینایی ده تا در چاه نیفتیم .
توفیق ده تا در دین استوار شویم .نگاه دار تا پریشان نشویم .

هنگام خواندن این عبارت ها احساس خوبی از نظم و هماهنگی به ما دست می دهد . این به خاطر آن است که نویسنده عمدآ در پایان جملات دو به دو واِِژگانی را آورده است که حرف آخر آنها یکی است این کار تقریبا شبیه به آوردن کلمات قافیه در پایان مصراع های شعر است که به این آرایه سجع گویند.

تضمین

گاهی شاعران و نویسندگان در ضمن شعر یا نوشته خود مصراع یا بیتی از شعر شاعری دیگر ویاسخنی از نویسنده ای را می آورند به این کار تضمین گفته می شود مانند درس شعر خوانی جلوه ی روی خدا که  محمود کیانوش در  شعرش  شعر  سعدی را به کا ربرده است واز تضمین استفاده کرده است .

هر ورقش دفتری است معرفت کردگار  این شعر سعدی که کیانوش از آن بهره برده است 

هر گاه شاعر یا نویسنده‌ای، بخشی از نوشته فردی دیگر را در میان اثر خود جای دهد، آن شعر یا نوشته راتضمین نموده‌است.

مثال  بسم الله الرحمن الرحیم هست کلید در گنج حکیم

چه خوش گفت فردوسی پاک زاد   که رحمت برآن تربت پاک باد میازار موری که دانه کش است   که جان داردو جان شیرین خوش است

این دو بیت بخشی از بوستان سعدی است و سعدی بیتی معروف از فردوسی را در میان شعر خود عیناً نقل کرده‌است.

پروانه ز من، شمع ز من، گل ز من آموخت   افروختن و سوختن و جامه دریدن تلمیح (اشاره)

هر گاه با شنیدن بیت یه عبارتی به یاد داستان و افسانه، رویدادی تاریخی و مذهبی یا آیه و حدیثی بیفتیم، بدون آنکه آن موضوع مستقیماً تعریف شده باشد، آن بیت یا عبارت دارای آرایه تلمیح است.

پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت   من چرا ملک جهان را به جویی نفروشم

(اشاره به داستان حضرت آدم و رانده شدن او به خاطر خوردن گندم.)

 ارکان تشبیه

یعنی مانند کردن چیزی به چیز دیگر که به جهت داشتن صفت یا صفاتی با هم مشترک باشند .

هر تشبیه دارای چهار رکن یا پایه است :

۱- مشبه : کلمه ای که آن را به کلمه ای دیگر تشبیه می کنیم .

۲- مشبه به : کلمه ای که کلمه ی دیگر به آن تشبیه می شود .

۳- ادات تشبیه : کلمات یا واژه هایی هستند که نشان دهنده ی پیوند شباهت می باشند و عبارتنداز : همچون، چون، مثل، مانند، به سان، شبیه، نظیر، همانند، به کردار و … .

۴- وجه شبه : صفت یا ویژگی مشترک بین مشبه و مشبه به می باشد . ( دلیل شباهت )

مثال : علی مانند شیر شجاع است . به ترتیب: مشبه (علی)؛ ادات تشبیه(مانند)؛ مشبه به(شیر)؛ وجه شبه(شجاع) اگر تشبیهی ادات تشبیه داشته باشد تشبیه را مرسل میگویند.

 

کنایه

به جملات زیر توجه کنید

تنها همان رتبه های بالا را وعده بگیر و مابقی را نقداً خط بکش

با حال استیصال پرسیدم پس چه خاکی بر سرم بریزم؟

در جمله های بالا دو عبارت مشخص شده دارای دو معنی نزدیک و دور هستند اما معنی دور ان ها مورد نظر است . خط بکش در اصطلاح یعنی نادیده بگیر و چه خاکی به سرم بریزم یعنی چه کار باید بکنم در جمله های ذکر شده این معانی دور مورد نظر است و معانی نزدیک و واقعی مقصود نویسنده را نمی رساند و به این کار برد کنایه می گویند[۱] مثال هنوزم از دهانت بوی شیر می اید : بوی شیر کنایه از خردسال بودن هست

تشخیص(جان بخشی)

هر گاه صفات انسان را به غیر جاندار ربط بدیم از تشخیص استفاده کردیم مثال: من این کتاب را می خوانم

این کتاب من را به خواندنش دعوت می کند نکته: اگر اشیا  یا موجودات غیر انسان  را با حرف ای مورد خطاب قرار دهیم مانند

ای  ماه امشب چه غمگینی  نیز ارایه تشخیص دارد.

 مفعول 

۱ـ مفعول : کلمه ای است که کار بر  آن واقع می شود .

مانند : کبوتر  پرواز را  دوست دارد. در این جمله پرواز مفعول است.

  نشانهمفعول « را » است ،امّا همیشه همراه مفعول نمی آید؛

 یعنی گاهی مفعول بدونِ نشانه ی« را » می آید.گاهی هم «ی » به مفعول

 می چسبد. مانند من کتابی خواندم .

به طورِ کل،مفعول به شکل هایِ زیر می آید :بیشتر بدانیم 

الف ) من  پرنده  را دیدم.  ( با نشانه ی « را » ) پرنده : مفعول

ب ) من  پرنده ای  دیدم.  ( با نشانه ی « ی » ) پرنده ای : مفعول

پ ) من  پرنده ای   را دیدم.  (با نشانه ی « را » و « ی ») پرنده ای : مفعول

ت ) من   پرنده   دیدم.  ( بدونِ هیچ  نشانه ای  )  پرنده : مفعول

راه شناختِ مفعول : به اوّل فعل ، « چه چیز را ؟ »  یا « چه کس را ؟ »

اضافه می کنیم ، اگر معنی بدهد آن فعل نیاز به مفعول دارد و مفعول در 

جوابِ « چه چیز را ؟ »  یا « چه کس را ؟ » می آید؛

هم نامه ی نا نوشته خوانی  = چه چیز را خوانی ؟ 

 نامه ی نانوشته را  = نامه ی نا نوشته : مفعول 

ما را به راهِ هُدی راهنمایی کن .  =چه کسی را راهنمایی کن ؟    

 ما را   = ما : مفعول

 مصراع /بیت /قافیه /ردیف 

 ـ مصراع (مصرَع):در لغت به معنیِ  «یک لنگه ی در» و در اصطلاح به کوتاه ترین پاره ی 

سخنِ موزون که نیمی از یک بیت است گفته می شود.

 مانند : نابرده رنج،گنج میسّر نمی شود         مزد آن گرفت جان برادر  که کار کرد ( سعدی )    

           مصرع اول                                                                   مصری دوم 

۲ ـ بیت :در لغت ، به معنی «خانه» است و در اصطلاح ،حدّاقل ِ شعر است که از دو مصرع تشکیل شده باشد 

مانند :  

 ای نام تو  بهترین سر آغاز   /  بی نامِ  تو  نامه  کی  کنم  باز بیت     

۳ـ قافیه : به کلماتی می گویند که آهنگ و حرفِ آخرشان یکی باشد و در پایانِ هر مصرع قرار می گیرند 

                    ای یاد تو مونس روانم    جز نام تونیست بر زبانم 

تمرین در کلاس : ارایه بیت چیست ؟ج) تلمیح به ایه ۲۸ سوره رعد الا بذکر الله تطمئن القلوب  بیت چند جمله دارد؟ ۳جمله  ای جمله اول که منادا یعنی خدا حذف شده  یادتو مونس روانم جمله دوم که فعل آن است حذف شده است جزنام تو نیست بر زبانم جمله سوم است . 

 ـ ردیف : هر گاه ، یک یا چند کلمه یا عبارت و یا جمله عیناً ، در آخر همه ی اشعار،

پس از قافیه تکرار شده باشد، آن را ردیفمی گویند : 

ای  عقلِ  مرا  کفایت  از  تو  /  جُستن  زِ  من و هدایت  از  تو     

                               ردیف                                    

       آوردنِ ردیف درشعر،اختیاری است؛یعنی، بعضی ازشعرهادارایِ ردیف هستندو بعضی ها  بدون ردیف می باشند.

در مورد ردیف باید توجّه داشت که :کلماتی می توان ردیف گرفت که علاوه بر اینکه عیناً مثل هم باشند،       باید دارایِ یک معنی نیز باشند .

در غیر این صورت باید آن ها را  قافیه حساب کرد. 

به طورِ کلّی، ردیف باید به یک شکل و یک معنی باشد.         

تمرین  

آیا در بیت زیر بتافت قافیه است یا ردیف ؟

جوانی سر از رأی  مادر بتافت   /  دل دردمندش  به آذر  بتافت   

                 

چون سر بتافت در مصراع اوّل به معنیِ سرپیچی کرد و بتافت در مصراعِ دوّم یعنی سوزاند پس دو کلمه ردیف نیستند . بلکه قافیه هستند .

 مثلا ده  جایی به معنی روستا و جایی به معنی بده باشد 

ـ کلمات هم خانواده : واژه هایِ هم ریشه که با هم ارتباطِ معنایی دارند را هم خانواده گویند .

در هم خانواده  لغات عربی سه حرفِ اصلی کلمه باید  به ترتیب در کلمات 

در کلماتِ دیگر تکرار شوند تا بتوانند با یکدیگر هم خانواده باشد      ظالِم : ظُلم ، مَظالِم ، مَظلوم ، ظُلُمات، ظُلمَت / مسائل : مسئله ، سؤال ، سائِل و../شاهد : شهید ،شُهدا ، مشهد و    /ظاهِر : تظاهُر، مُتَظاهر،مَظاهر، ظَواهِر، مَظهَر،ظُهورو../ مُتَعال : تَعالی ، مُتَعالی، عالی ، اعلا ،علیا و…  /   جماعت: جُمعه،جامِع ،اجتماع،جمیع،مجتمع،جوامع و… 

نکته* در فعل ها ، بن فعل ،چه بن  ماضی و چه بن مضارع می تواند به عنوان 

هم خانواده به کار رود.مانند:   روان : رفتار ، روش ، رفته ، رونده و

ـ دیدار : بینا ، بینش ، دیده ،

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
128 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 28
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


مطالب محبوب
تبلیغات متنی